مهاجرت شغلی؛ واقعیت تلخ و شیرین

به گزارش وبلاگ یادگیری، یک نظرسنجی سه کشور آمریکا، کانادا و استرالیا را به عنوان مقاصد اصلی مهاجرت نیروی کار معرفی کرده است.

مهاجرت شغلی؛ واقعیت تلخ و شیرین

به گزارش وبلاگ یادگیری، روزنامه آرمان امروز نوشت: آمارهای سازمان جهانی مهاجرت (IOM) از مهاجرت بین المللی در جهان، نشان می دهد در سال 2018 جمعیت مهاجران جهان مجموعاً 258 میلیون نفر بوده است که از این میزان، 3/ 150 میلیون نفر را نیروی کار و 8/ 4 میلیون نفر را نیز دانشجویان خارجی تشکیل می دهند. یک نظرسنجی از 366 هزار نفر در 197 کشور نیز سه کشور آمریکا، کانادا و استرالیا را به عنوان مقاصد اصلی مهاجرت نیروی کار معرفی کرده است. در این میان، به ترتیب کانادا، آمریکا و آلمان رتبه های یکم تا سوم مقاصد مهاجرتی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را کسب کرده و فرانسه و استرالیا در رتبه های چهارم و پنجم ایستاده اند.

جریان مهاجرت در جهان برای کسب درآمد بیشتر و بهره مندی از شرایط رفاهی بهتر کاملاً طبیعی تلقی شده و مختص منطقه خاورمیانه نیز نیست؛ اما به نظر می رسد به دلیل شرایط سیاسی این نقطه از جهان و درگیری های نظامی داخلی و جنگ در طول سال های گذشته، خاورمیانه افراد زیادی را روانه کشورهای آرام و باثبات کرده باشد. چنین شرایطی را باید در کنار اوضاع بد مالی و آمار بالای بیکاری در این کشورها قرار داد تا بتوان انگیزه های مالی را به عنوان یک محرک قدرتمند برای مهاجرت درک و تحلیل کرد. در این میان می توان آثار مثبت و منفی زیادی را برای این نوع از مهاجرت که به مهاجرت شغلی معروف است ارزیابی کرد.

بر اساس نظرسنجی منتشر شده از سوی رصدخانه مهاجرتی ایران از 197 کشور که مهاجران را بر اساس مناطق جغرافیایی و شرایط سیاسی، مالی و اجتماعی به 9 دسته تقسیم کرده است، مهاجرت شغلی از کشورهای کمتر توسعه یافته به سوی کشورهای پیشرفته با درآمد سرانه بالا مقاصد پرتکراری را دنبال می کند. در این آمار کشورهای آمریکا و کانادا در هر 9 دسته تکرار شده اند و پس از آن، استرالیا با هشت بار تکرار، در رده دوم مقصد مهاجران جهان قرار گرفته است. همچنین آلمان با پشت سر گذاشتن بریتانیا در هفت دسته قرار گرفته است. گفته می شود تنزل رتبه بریتانیا و قرار دریافت این کشور در شش دسته از 9 دسته مهاجرتی به دلیل اقدام دولت انگلیس در خروج از اتحادیه اروپا بوده است. اما فرانسه با اختلافی فاحش تنها با دو بار تکرار، مقصد بعدی مهاجران است و در سرانجام نیز، کشورهای ژاپن، سنگاپور، اسپانیا و قبرس تنها با یک بار تکرار قرار گرفته اند. نکته جالب در این میان آن است که آمریکا به عنوان مقصد اول مهاجران و استرالیا به عنوان یکی از پرطرفدارترین کشورها در رتبه بندی برترین کشورهای جهان در سال 2019 در سایت U.S. News & World Report که مورد مراجعه مهاجران نیز هست، به ترتیب در رده های هشتم و هفتم قرار گرفته اند. این رتبه بندی بر اساس تحقیقاتی از 21 هزار نفر در جهان اجرا شده و کشورها بر اساس عواملی مانند کیفیت زندگی، میراث فرهنگی، قدرت و حقوق شهروندی رتبه بندی می شوند. رتبه اول در این تحقیقات متعلق به کشور سوئیس است.

کمبود شغل نسبت به رشد جمعیت

یکی از مهمترین دلایل اقبال عمومی در کشورهای جهان سوم برای مهاجرت به کشورهایی نظیر آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی، بالا بودن شاخص کیفیت زندگی در این کشورهاست. در شرایطی که فرد در کشور خود تا سال ها همچنان به دنبال یک شغل با درآمد کافی و شایسته است، در کشورهای جهان اول می تواند با احراز صلاحیت ها در یک روند طبیعی و منطقی، شغل مناسبی را به دست آورد. اکنون کشورهای در حال توسعه با رشد بی رویه جمعیتی روبرو شده اند. بر اساس گزارش سازمان جهانی مکنزی- معتبرترین شرکت مشاور مدیریت جهان- پیش بینی می شود تا سال 2050 فقط 14 درصد از جمعیت کشورهای در حال توسعه بالای 65 سال باشند. جمعیت بالای افراد در سن کار در این کشورها رقابت بسیاری را برای بازار کار ایجاد می کند و افراد به جست وجوی فرصت های شغلی می افتند. در این میان رقابت شدید بر سر مشاغل اندک، عده ای را به فکر مهاجرت برای کسب موقعیت بهتر و درآمد بیشتر به سمت کشورهای توسعه یافته می اندازد.

رشد شهرنشینی

در همین حال رشد شهرنشینی در سال های گذشته، سبب تغییر در سبک زندگی جوامع و تولید نیازهای جدید شده است. مردم به دنبال بهره مندی از کیفیت بالاتر زندگی و رفع نیازهای جدید خود و خانواده اقدام به مهاجرت می کنند. مطالعات نشان می دهد تاریخ بشریت سه دهه اخیر شاهد بزرگترین روند شهرنشینی در طول تاریخ جهان بوده است. گفته می شود در 30 سال گذشته به طور متوسط، سالانه 65 میلیون نفر به جمعیت شهرهای جهان اضافه شده است. با رشد شهرنشینی و پیشرفت تکنولوژی و دسترسی جوامع به اطلاعات و آموزش، افراد برای یافتن جایگاه بهتر دست به مهاجرت می زنند تا از این طریق بتوانند شرایط رفاهی و آموزشی بهتری برای خود فراهم آورند. در عین حال این روند رشد، حکومت های کشورهای در حال توسعه را برای تأمین نیازهای جامعه جدید خود، دچار مشکل کرده است؛ ناتوانی حکومت ها از تأمین مسکن کافی، زیرساخت های مناسب، خدمات اجتماعی شایسته و ارزان برای اقشار مختلف انگیزه لازم را برای رشد مهاجرت ایجاد کرده است.

گردش مالی رمیتنس برای مهاجران

اگرچه مهاجرت معمولاً با انگیزه سکونت دائمی صورت می گیرد اما در مواردی که فرد برای کسب درآمد مهاجرت می کند ممکن است منجر به بازگشت نیز شود. در هر حال اغلب افرادی که به انگیزه کار مهاجرت کرده اند، مبلغی از درآمد خود را برای خانواده، به کشور مبدأ ارسال می کنند که پدیده ای به نام رمیتنس را به وجود آورده است. این وجوهات ارسالی سالانه رقم بزرگی را تشکیل می دهند که گاه ممکن است از تولید ناخالص داخلی نیز پیشی بگیرد. یک گزارش منتشر شده توسط سازمان جهانی پناهندگان (UNHCR) در همین زمینه، نشان می دهد میزان وجوهات ارسالی توسط افغانستانی ها از ایران به سوی کشور مبدا، در سال 2008 مبلغ حیرت انگیز 500 میلیون دلار بوده است. اگرچه این گزارش با استفاده از تحقیق بر روی 1500 خانوار افغانستانی ساکن در 10 شهر ایران و تعداد زیادی از مهاجران غیرقانونی دیپورت شده از ایران انجام گرفته است اما همین عدد تقریبی نیز نشان از گردش مالی بزرگی در این زمینه دارد. همچنین در سال 2014 وجوه ارسالی مهاجران از کشورهای مقصد به کشورهای مبدأ بالغ بر 580 میلیارد دلار بوده که برابر با 7/8 درصد از کل درآمد مهاجران در این سال بود و 370 میلیارد دلار آن از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه فرستاده شده است. مطالعه ای بر 21 کشور در حال توسعه آسیا که مقدار وجوه ارسالی به آنها از پنج درصد تولید ناخالص داخلی آنها بیشتر بوده نشان می دهد که 10 درصد افزایش در وجوه ارسالی باعث می شود که نرخ فقر به ازای هر نفر در این کشورها به میزان 9/3 درصد کاهش پیدا کند.

کسب منافع از سوی کشورهای مبدأ مهاجرت

به طور کلی نمی توان گفت که کشورهای مبدأ مهاجرت، به دلیل از دست دادن نیروی انسانی، طرف بازنده پدیده مهاجرت شغلی هستند. همان طور که گفته شد، رمیتنس توانسته است، تلخی باخت این کشورها را تا حد زیادی کاهش دهد. اگرچه این روند ارسال وجوهات از سوی مهاجران ایرانی چندان چشمگیر به نظر نمی رسد و می توان دلیل آن را تحریم های پولی و بانکی دانست اما در نهایت می توان نگاه مثبتی نیز به پدیده مهاجرت شغلی داشت و در پی کسب منافع آن بود. بر این اساس، اگر بعضی از مهاجران در کشور خودشان باقی بمانند با مشکل بیکاری روبرو می شوند؛ زیرا در بسیاری از کشورها برای افراد با سطح تحصیلات بالا و یا مهارت های خاص، مشاغل متناسب وجود ندارد.

گزارش مکنزی نشان می دهد در این گونه موارد، مهاجرت در درازمدت باعث می شود که تطبیق شغلی در جامعه ایجاد شود و افراد بیکار و به تبع آن هزینه های پس از آن کاهش پیدا کند. از سوی دیگر، وقتی مهاجران به کشور خود باز می گردند، مهارت، تجربه کاری، شبکه های ارتباطی و دانش همراه می آورند. عواملی که بر کارآفرینی و بهره وری کشورهای مبدأ مهاجرت تأثیرگذار است. حتی مهاجرانی که به کشور خودشان برنمی گردند هم می توانند به طرق مختلف بر کارآفرینی و بهره وری اقتصاد کشورشان تأثیر بگذارند. آنها سرمایه گذاری ها را تقویت می کنند و ایجاد صنایع جدیدی را در کشورشان شتاب می بخشند که رشدی طولانی مدت را تضمین می کند. از طرفی دیگر نرخ باروری پایین و افزایش جمعیت پیر در کشورهای توسعه یافته نیاز فزاینده ای به نیروی کار به ویژه در مشاغل فیزیکی مثل کشاورزی، ساخت وساز و بهداشت و درمان ایجاد کرده است. 67 درصد جمعیت کشورهای توسعه یافته در سال 2000 در سن کار بودند که این جمعیت در سال 2050 به 58 درصد جمعیت کاهش پیدا خواهند کرد. بنابراین کشورهای توسعه یافته برای حفظ رشد مالی و بهبود شاخص های وابسته به سن جمعیت، نیازمند مهاجران هستند. از همین منظر، کشورهای در حال توسعه و مهاجرفرست می توانند با انجام مطالعات و هدفگذاری، نیروی کار مورد نیاز این کشورها را آموزش داده و به مقاصد مشخص اعزام کنند تا امر مهاجرت را در چارچوب مشخصی پیاده و اجرا کرده باشند که فواید مالی آن به کشور بازشود و در عین حال از جمعیت بیکار کاسته شود.

منبع: خبرگزاری ایسنا

به "مهاجرت شغلی؛ واقعیت تلخ و شیرین" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مهاجرت شغلی؛ واقعیت تلخ و شیرین"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید